محمد تقي جعفري

16

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

با مشاهدهء پديده هاى خارجى از رنگها و اشكال و ساير كيفيتها و كميتها در ضمير خود آگاه بروز نموده ، با محسوسات خارجى تطبيق شود . طبيعى است كه مشاهدهء امور عينى مانند سنگى است كه به حوض حافظه مىافتد و واحدهاى آن را زير و رو و پيش پس نموده با تحقيق رابطهء تداعى معانى ، رابطهء تشبيه ميان واحد ذهنى و واحد عينى بر قرار مىگردد . مثلًا صورت برادر را در حافظهء خود منعكس كرده ، در خيابان بيك فرد ديگر مىرسد و مىبيند قيافهء او شباهتى به قيافهء برادرش دارد ، در اين موقع رابطهء تشبيه در ذهنش نمودار مىشود . برقرارى اين رابطه به دو نوع است : نوع يكم - ناخود آگاه - به اين معنى كه با ديدن قيافهء آن شخص فورا بدون دقت و فعاليت فكرى و قصد بررسى دو قيافهء ، شباهت آن دو به يك ديگر براى او نمودار مىگردد . اين نوع ناشى از سرعت انتقال ذهن انسانى به اشباه و نظاير اشياء است . نوع دوم - خود آگاه - در اين نوع پس از تامل و دقت و بررسى و مقايسهء دو قيافه با يكديگر ، شباهت آن دو را كشف مىكند . 2 - هر حقيقتى كه انسان را به خود جلب كند ، غالبا چون آن حقيقت در ضمير خود آگاه آدمى حالت استقرار و ثبات دارد ، لذا گويى آن حقيقت عينكى بديدگانش زده است و با آن عينك بهمهء اشياء تماشا مىكند . كوچكترين شباهت كمى يا كيفى ميان يك شىء و آن حقيقت مطلوب با سرعت كم و بيش رابطهء تشبيه را برقرار مىسازد سبزى چمن با سرعت زياد ، دستمال سبز معشوق را به خاطر مىآورد « و اين همانند آن است » دستمال سبز معشوق را در مقابل چشمانش مىگذارد و با آن به راز و نياز مىپردازد . گل لاله ، روى زيباى يار را ، غنچه دهان دل دار را ، ماه سيمگون هم مجموع موجوديت محبوب را مىكشد و مىآورد . اى لاله تو هم رنگ رخ يار منى اى غنچه تو چون دهان دل دار منى